خوب بسه دیگه از توهم بیاییم بیرون ببینیم چه خبره !
روزایی که گذشت خیلی خسته بودم . ولی الان نه ! امشب ساعت ۲ مامان میاد . بر می گرده که یه مدتی پیش من باشه . اینجوری انگار بهتره .
یه سناریوی خیلی قشنگ واسه یکی از همکارای تجاری مون پیاده کردم که ادعا می کنه خیلی آدم قالتاقیه ! خداییش هم هست . فکر کنم نقشه ام جواب بده . البته وجدانم خیلی از این کار راضی نیست ولی خب چه میشه کرد ! بعضی وقتا خطا کردن میشه تنها راه ممکن و شاید سریع ترین . تازه دارم به حرف اون بنده خدایی می رسم که می گفت وقتی افتادی تو این راه خطا کردن خودش میاد سراغت . خودش میشینه بغلت . خودش میگه منو انجام بده و تو هم مثل یه ماشین امضا پای نامه اش رو امضا می کنی . بعد از یه مدت هی نزدیکتر و نزدیکتر میشه تا آخرش تو میشی یه خطاکار بالفطره و دیگه خودت با میل خودت انجامش میدی .
دارم دنیا رو مثل یه حیاط بزرگ میبینم . شبیه حیاط بزرگ یه مدرسه . ولی انقدر بزرگ که همه آدمها توش جا شدن . از دور به حیاط نگاه می کنی . میبینی هر کی به یه کاری مشغوله . بعضی ها تکی عمل می کنند . بعضی ها حتی با هم .
یه عده ای فقط دنبال پولن ! مردمک چشمشون رو اگه با دقت نگاه کنی اون علامت دالر طلایی رو میتونی با درخشندگی فوق العاده اش ببینی . حالا انواع مختلفی اینجا یافت میشه . با شرافت بی شرافت درستکار حقه باز ... یکی داره سر اون یکی رو کلاه میزاره . یکی وارد تره ! داره سر یه جماعتی رو کلاه میزاره ! یکی خیلی استاده ! داره سر کل نظام حاکم رو کلاه میزاره . بعضی ها لاشخورن می چسبن تا از کلاه برداری زرنگترها یه تکه ای گیرشون بیاد . بعضی ها دله اند . سر یه لقمه کوچک میخوان به همه دور و بریهاشون آسیب برسونن . بعضی ها پول رو بخاطر خودش میخوان . جنس اسکناس رو دوست دارن . حال می کنن وقتی دسته های سبز رو توی دستشون بالا و پایین می کنن . لمس کردنش شاید بتونه ارضاشون کنه . یه عده ای هم دنبال پولن واسه صفا کردن . این وسط حاج آقا و تقبل الله و اینجور حرفها کشکه . شاید بشه ازش به عنوان یه پوشش استفاده کرد . بگذریم که بعضی ها حداقل انقدر شرافت دارن که خودشون باشن و کثافتکاری کنن بدون هیچ اسم جعلی ای ! اینا دسته پول دوستهای بد بودن . خوبش هم داریم . حاجی بازاریهای تسبیح بدست ! از اونایی که لق دهنشونه که یه عمر نون حلال در آوردیم این بچه ها چرا انقدر حرومزاده از آب در اومدن ! بگذریم . پول چیز بدیه ! عوضی ات می کنه بدون اینکه خودت بخوای !
آدمهای دیگه ای هم تو حیاط هستن ! بعضی ها دنبال هنرن ! براشون احترام قائلم . هرچند هیچی ازشون نمی فهمم . بیشتر دوست دارم به کارشون نگاه کنم شاید آروم بشم .
یه عده دنبال درسن ! خب عزیز دل برادر درس می خونی که چی بشه ؟ هر چی خدا بخواد . حوصله اشو ندارم به درس خوندن فکر کنم . خب بعدش چی ؟ یه مدرک دکترا که اگه یه اپسیلون آب بازی بلد باشی احتمالا میتونی بعدا باهاش شناگر خوبی بشی ! البته بگذریم که بعضی ها صادقانه خدمت می کنن . توی این دسته از اونایی که علم رو بخاطر خودش دوست دارن فوق العاده خوشم میاد . کنجکاویشون واقعا تحسین برانگیزه . عاشق اینجور آدمهام .
یه عده علافن ! بیکار و بی آر ! خیل جوانان عزیز ما این روزها این دسته رو نو نوار کردن ! این وسط بد و خوب داریم . قوی و متوسط و ضعیف داریم . بچه مثبت و بچه منفی داریم . بچه مثبتاش دنبال مسجد و بسیج و قلمبه سلمبه شدن از راه ریش ان . منفی هاشم پارتی و اکس و دختر پسر بازی و ولگردی . خب اینم یه جورشه . هرچی باشه قابل احترامه (!)
یه سری دنبال خدا می گردن . درگیر میشن بدجور . بالاخره راه رفتن رو خاک و عشق آسمون یه جوری باید تضاد رو بهشون نشون بده . خیلی موقع ها خودشون میشن عامل نپریدن و خاکی موندن و همین موضوع میشه خنده دار ترین صحنه تلخ این حیاط .
یه سری ول معطلن ! انگیزه ای ندارن . اگرهم دارن انقدر ناچیزه که به حساب نمی یاد . واسه خودشون میچرن ببخشید قدم می زنن تا زنگ تفریح تموم شه و رفتنی بشن .
... اه ! خدایا چرا مارو آفریدی . حوصله شو ندارم فکر کنم . از حرفهای کلیشه ای هم خسته شدم !
شت ! مثکه قرار بود از توهم بیایم بیرونا ! دوباره که رفتیم توش ! :دی
