بسه دیگه ! خسته ام خداییش . بنزین هم نداریم بریم مسافرت ! به سرم زده یدونه از این وانت ها بگیرم بخوابونم خونه شاید کفاف بده خداییش دیگه انقدر از این و اون گرفتم و آزاد خریدم ورشکست شدم . اصلا آرزویی شده واسم این عقربه هه بچسبه به اون ته ! که یعنی باک اش فوله ! :)))
دیروز رفته بودم طرفای میدون ولی عصر پیاده بودم . وای چه تریپ هایی ریخته بود تو خیابون . اصلا باورم نمی شد واقعا انگار جامعه ما عوض شده یا اینکه من اصلا با مردم ارتباط ندارم و هر روز صبح میشینم تو ماشینمو میرم بیرون و اصلا حواسم نیس که دور و برم چه خبره و کی به کیه ؟ بعد که یه روز خوب دقت می کنی می بینی انگار یا جامعه عوض شده یا تو خیلی آدمه قدیمی ای هستی و اصلا مچ نیستی !
بی خیال ! امروز یکی می گفت تو چرا به آدمها دقت نمی کنی و کلا شخصیت شناسی ات (!) خوب نیس ! از هرکی تعریف می کنی توزرد از آب در میاد ! راست می گفتا ! من اصلا به جزئیات دقت نمی کنم . از یه کلیت ای خوشم بیاد و حال کنم تا آخرش هستم . وارد ریزش نمی شم . ولی انگار بقیه میشن . خب آخه دلیلی نمی بینم ؟! به من چه اصلا ! یارو هر کی میخواد باشه و هر اخلاقی می خواد داشته باشه ! من چیکار کنم . مگه میشه عوض اش کرد . ولی فکر کنم راست می گفتا . من یه خورده ساده ام . هیچی حالیم نیسسس احیانا ! ها ها هااا
سارا هم رفت ! وای سارا یعنی واقعا داری میری ؟
یعنی رفتی الان ؟
یعنی الان کجایی ؟ حتما رسیدی به غرب وحشی ؟!!!!
چقدر زود دلم تنگ شد . هرجا هستی امیدوارم موفق باشی و خدا به همراهت باشه و ازت محافظت کنه دوست خوبم ...
