تبليغاتX
سه نقطه - حلقه مفقوده
دوشنبه دوم مهر 1386
حلقه مفقوده

حلقه مفقوده

همان که در هر مرحله ای هست و غافلیم از بودنش

 همان که ساده می کند پیچیدگی ها را

همان که خودش ساده ترین مکانیزم است برای حل مسئله ...

بی خودی فکر اضافه نکن . وقتت تلف می شود . عمری که خدا داده را حرام می کنی به تجسم کردن اسراری که می دانی هست و چیستی اش مجذوبت کرده . که مدتها مشغول کنی خودت را به یادگرفتن و فکر کردن به آن . تلاش بیهوده برای شناختن ناشناخته ها . خواندن راهنمای قدم زدن در شب تاریک . در حالیکه اگر خوب دقت کنی میفهمی که یک شعاع نور کافی است برای اینکه در تاریکی ببینی . و یکبار دیدن کجا و  هزاران بار تجسم کردن ! و آن وقت است که می فهمی اصلی ترین چیز همان شعاع نور بوده نه خود اشیاء ! اگر یک شمع همراهت باشد تا پایان راه هر آنچه در تاریکی باشد هم میبینی هم می فهمی هم یاد میگیری . اصلا چرا راه دور برویم . جزئیات را دیدن هم خودش اتلاف وقت و انرژی است . مهم راه رفتن در شب تاریک بود . برای راه رفتن همان شعاع نور را لازم داری و دیگر هیچ . معطل نکن . نگذار جزئیات منحرفت کند . نگو چهل سال طول می کشد تا فلان چیز عوض شود یا فلان اتفاق بیفتد ! اینها همه اش نتیجه غرق شدن در فرعیات است . اصل را بچسب مربی ! حاشیه را فراموش کن . مهم نیست چه چیزهایی قرار است پیش بیاید در طول راه ! مهم راه رفتن است ! اسبهای وحشی احساسات همیشه هستند . ما هم همیشه استعداد سوار شدن داشته ایم و داریم . ولی اگر سوار شدی دیگر مقصدت معلوم نیست روشنی باشد . پس تنبلی نکن . چراغی دستت بگیر . به حاشیه ها فکر نکن . فکر که چه عرض کنم . توجه هم نکن . به دنبال حلقه مفقوده باش . همانی که ساده می کند پیچیدگی ها را . همان که همیشه می دیدی اش اما گول ساده بودن اش را خوردی غافل از اینکه کلید ساده شدن پیچیدگی ها خودش ساده ترین راه حل بود ...

 

نوشته شده توسط سه نقطه در 0:31 | | لینک به این مطلب