۲) از شدت خواب آلودگی دارم می میرم رسما ! آخه شما بگید آدمی که نذر کنه هر روز نمازشو کنار دریا بخونه و بعدش هم بره تو کف طلوع خورشید و از این حرفها آدم سالمیه از نظر عقلی ؟! من شک دارم به خودم !
۳) فکر می کردم اینجا استراحته ! ولی احیانا اشتباه شد . یعنی همه کارهای باباهه افتاده گردن ما . ایشون هم ۲ روز تشریف آوردن فردا هم میرن جاکارتا ! حالا جاکارتا پایتخت کجاس من هنوز نمی دونم ! ![]()
۴) ترم تابستونی نتونستم بگیرم . یعنی هرچی ارائه شده بود یا پاس کرده بودم یا معارف بود . ۵۰ واحدم مونده . اضا ( ازا ٬ اذا ٬ عضا ٬ عذا ٬ عزا یادم نیس کدومش درسته ! ) گرفتم چه جوری تا سال دیگه تمومش کنم . ارشد هم که نمی تونم بدم . واقعا افتضاحه از نظر درسی ...![]()
۵) یه حرفهایی در مورد ایرانی بودن دارم . و اینکه ایرانی کیه ! و ایرانی الان کجای دنیا ایستاده و مردم دنیا وقتی میشنون ایران چه فکری می کنن ! که الان خوابم میاد و بعدا حتما در یک پست استراتژیک زوایای مختلف اش رو بررسی می کنم براتون .![]()
۶) ساعت ۹ شب ! شبکه دو ! آقای خدمتگزار گفت : « من از این سفرهای استانی کلی خاطره دارم » آقای خدمتگزار مکث کوتاهی کرد . ابروهاشو داد بالا و ادامه داد : « هرجای ایران که رفتم هیچکس هیچ گله ای نداشت » ایشان خندید و یه تکونی به دماغش داد و افزود : « در محرومترین جاها هم مردم شکرگذار بودند ... » ![]()
۷) حسین امروز ساعت ۳ میاد . با اون قیافه تابلو احتمالا حسابی بازرسی اش می کنن ! کلی سوژه خنده میشه این چند روز ![]()
