دیروز واقعا خسته شدم . یعنی تا حالا اینجوری مسافرت نکرده بودم . ۵ صبح رسیدم فرودگاه امام . ۶ پریدم . ۸ روی شهر بودیم و من فرودگاه رو با دو تا چشمهام می دیدم و می شنیدم که خلبان میگه به ما اجازه فرود نمی دن ! ساعت ۱۰ دوباره برگشتیم به فرودگاه امام . مسافرا از ناراحتی دری وری می گفتن ! بعدش هم تا ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر تو سالن ترانزیت با مسافرای ۴ تا پرواز هما و آسمان و ماهان و الامارات نشستیم گل گفتیم و شنفتیم و از بی حوصله گی برای هم جوک گفتیم ! با اون مهندسه آلمانی رفیق شدیم و نوت بوک اش رو کار گرفتیم تا از وایرلس مفتی فرودگاه امام نهایت استفاده رو ببریم ! دیگه اینکه خراب شدیم سر هواپیمایی که یالا از ما پذیرایی کن ! دیگه اینکه کلی رفیق اماراتی و ایرانی پیدا کردیم ! دیگه اینکه یه خروار اطلاعات در مورد کشورهای دیگه و زندگی و این جور حرفها رد و بدل کردیم ! دیگه اینکه کلی کافی شاپ سالن ترانزیت رو ریختیم به هم ! خوب ناسلامتی زندانی بودیم دیگه حق خروج نداشتیم خب ! و در نهایت اینکه سفر ۱:۴۵ دقیقه ای ما ۱6 ساعت طول کشید ! ولی عیب نداره ! خاطره ای شد واسه خودش ! دیروز به یاد فیلم ترمینال تام هنکس هر غلطی دلمون خواست تو فرودگاه کردیم !
احساس خوبی دارم ! بعد از ۲ سال اولین باره که ۵ نفری دور هم جمع شدیم . فکرشو بکن ! یه خانواده کامل !
هیچکی کم نیس که هر وقت دور هم نشستیم بگیم آخ دلم واسش تنگ شده !
این موضوع حس خیلی خوبی بهم میده . یه جور بازگشت به اون دوران بچگی و دور هم بودن ! ![]()