جمعه دوم اسفند 1387
خراب
.. امشب به کوی ات آمدم ، دانم که در وا می کنی
رحمی به این خونین دل رسوای رسوا می کنی
لیلای من باشد عیان در هر زمان در هر مکان
زاهد چرا بهر نشان هی لا و الا می کنی
این چرخه می چرخد بسی بهر حساب هر کسی
یک روز جبران می کند جوری که با ما می کنی
آشفته بازاری مکن ، ای دزد مادرزاد دل
صد حلقه می پیچی به هم تا یک گره وا می کنی
گه در تماشاخانه قسمت مرا بازی دهی
گه نقش های خویش را در من تماشا می کنی
ای دل بیاموزی اگر راه درست عاشقی
بر هر چه او قسمت کند صبر و مدارا می کنی ...
نوشته شده توسط سه نقطه در 12:36 | | لینک به این مطلب
