تبليغاتX
سه نقطه
جمعه هفدهم مهر 1388
1...2...3...
... Reset می شویم !...

نوشته شده توسط سه نقطه در 20:44 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه دوم مهر 1388
دلخواه !؟

۱۰ اکتبر امتحان ایلتس دارم . و دوباره باید برم پیش همون خانم بلوند خوشمزه که موقع امتحان زیادی خوش و بش می کنه و بدتر حواس آدم پرت می شه . و اندفعه فکر می کنم اصلا استرس نداشته باشم چون عادی شده . مثله این رفوزه ها ! آخه خداییش ۷ گرفتن سخته ! خوب من چیکار کنم که همه اش یه نمره فاصله دارم . واقعا رو اعصابه . شت ( جو انگلیش رو داشتی ؟)

۱۳ اکتبر ثبت نام دانشگاهه و ما مهمون کشور پهناور در دوردست های جنوب شرق آسیا ( آخر دنیا از این طرفش !) هستیم  و من اصلا نمی دونستم که آخرش باید برم اونجا و یه دفعه ای همه چی جور شد و هنوز هیچ ایده ای ندارم و خداییش هم ندارم و باید یه خورده در مورد خودم فکر کنم .

امروز ۲۳ ام بود که چند دقیقه پیش شد ۲۴ ام . یعنی من همه اش ۱۹روز دیگه اینجام . دوران دبی هم تموم شد مثله بیروت مثله وین و فرانکفورت مثله تنهایی های تهران . با این تفاوت که هر دوره ای با یه حسی تموم می شه و این سری نمی دونم باید اسمش رو چی بزارم ؟ شاید زمان که بگذره بشه همه چیز رو تحلیل کرد فقط یه چیزی . آدم که بزرگتر میشه ( نه حالا خیلی !) ولی انگار نظرش کلی تغییر می کنه چیزهایی که براش مهم بود ممکنه دیگه مهم نباشه و چیزهای دیگه ای جایگزین بشه و من هنوز تردید دارم چون فکر می کنم مسائل جدید مثله قبلی ها اونقدر عمیق نیست . شاید هم چون تازه است و هنوز کامل نشده . نمی دانم . به هرحال زمان می گذرد و ما با ثانیه ها جلو می رویم . به دلخواه یا به اجبار ...

 

نوشته شده توسط سه نقطه در 0:52 | | لینک به این مطلب