تبليغاتX
سه نقطه
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
کامپلکسیتی :)

امتحان دادن در این وضعیتی که الان من دارم برای خودش مصیبتی است . یک آن چشم باز می کنی و می بینی یک دنیا کار سرت ریخته و تازه فردا ۸ صبح هم باید بری سر جلسه و بگذریم چه جوری میخونی این همه جزوه را و از گیج زدن هم بگذریم یکی از محصولات اینجور زندگی کردنهاست ... 

دارم راهها را زیاد می کنم . یه جور توسعه طلبی دارد توی من قدرت را بدست می گیرد . خب چه کنیم . هر دوره ای یه چیزی شیرین می شود . باید حواسم را جمع کنم . از نتیجه خبر ندارم . ولی می توانم پیش بینی اش کنم و ضمنا مورد انتظارهایم را هم می دانم . خب می ماند روش . طبق یک روش از پیش طراحی شده باید راهکارها تند به تند عوض شود . نوع رفتارها به محض دیدن اشکالی اصلاح شود . برخوردها با مسائل باید رنگهای متنوعی بگیرد . رنگهایی که حاکی از یک افزایش محتوی باشد . دقت ! دقت ! این دقت لعنتی که انگار من مادرزادی نداشتمش باید به صورت خودزایی دوباره متولد شود . سخت است ولی می شود اگر بخواهی و عزم ات را جزم کنی برایش و از همه مهمتر اگر سختی های قبلش را کشیده باشی و بدانی که مرگ بهتر از بازگشت است . 

  

نوشته شده توسط سه نقطه در 9:41 | | لینک به این مطلب
جمعه هفتم دی 1386
خدانگهدار بوتو !

از معدود افرادی که داستان زندگیش رو دوست داشتم ...

خدانگهدار بانوی سرسخت دموکراسی !

 

نوشته شده توسط سه نقطه در 0:43 | | لینک به این مطلب