تبليغاتX
سه نقطه
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385
چرت و پرت نویسی های یک خل و چل

چند وقت بود هیچی ننوشته بودم اینجا . خوب شکر خدا حالا یه فراغتی پیدا شد که چند خطی ور بزنم . حالم خوبه . نه اونقدر که از خوب بودنش خوشحال باشم . اعتراف می کنم یه خورده اعتماد به نفسم رو از دست دادم . یعنی الان که دوباره بین بچه ها (چه توی دانشگاه چه بیرون) قرار گرفتم دارم این رو حس می کنم . البته مطمئنم درست میشه . سه شنبه میخوام برم شمال . میدونم تو این هوا خریته ! ولی دوست دارم مثل پارسال که هر دو هفته یه بار میزد به سرم امسال هم همونجوری بشه !  نصفه شب همه رفقا رو از خواب بیدار می کردم که برنامه گذاشتیم یه ساعت دیگه میخوایم بریم شمال ! زود باشید آماده شید ! برو بچز هم که پایه ! من هم که سه پایه ! حله دیگه !

دانشگاه این روزا خیلی خوش می گذره ! جدا از دانشکده خودمون که خیلی بی خوده حسابی به اینور اون ور سر زدم . هم بچه های حقوق رو دیدم هم علوم هم کامپیوتر حتی علوم پزشکی هم رفتم .

خیابونهای شهرک هنوز هم همونجوری باحاله ! مخصوصا وقتی بارون میاد . بلوار دریا ٬ پارک دلاوران ٬ پارک آبشار با بچه های باعشق اش هنوز هم همونجوری بامعرفت و باحالن !

پدر مادرم هنوز نمی دونن موندگار شدم . شرط می بندم اگه بفهمن از کلیه حقوق شهروندی و اجتماعی و اقتصادی و اصلا حق حیات تا اطلاع ثانوی محروم خواهم شد !

 

 

 

نوشته شده توسط سه نقطه در 21:16 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385
1
یوهووووووووووووووووووو ! ایول ! من اومدم ایران !

البته هنوز تصمیم نگرفتم !

نوشته شده توسط سه نقطه در 23:17 | | لینک به این مطلب
جمعه بیستم بهمن 1385
کمک !
امروز برای اولین بار بطور خیلی جدی بین چند تا انتخاب قرار گرفتم . یعنی قبلا هم حرفش بود ولی نه انقدر جدی ! دیدید یه سری مسائل هستن که همه میدونن مهم اند و بالاخره باید یه تصمیم نهایی واسشون گرفت ولی همه دوست دارن فعلا تا جایی که زمان اجازه می ده بهش نپردازند و یه جوری فراموشش کنند که انگار مسئله ای نیست . و یه دفعه وقتی وقتش میشه همه چی اینجوری خراب میشه سر آدم .

تصمیم گیری برام خیلی سخته . یه انتخاب اینه که برای تحصیل برم به یه کشور خارجی . یه جایی بین مالزی یا هند یا ژاپن یا کانادا و استرالیا . برم و از اول شروع کنم . از ب بسم الله ! و ادامه بدم تا جایی که می تونم .

یه حالت دیگه اینه که بیام ایران و درسی که نیمه کاره گذاشتم تموم کنم ولی با وضعیت فعلی شاید دیگه نتونم برگردم .

میتونم یه کار دیگه هم بکنم . همینجا از اول شروع کنم .

خوبی از اول شروع کردن اینه که مطمئنی هرجا بری تا الف دکترا بدون دردسر میخونی ! ولی از یه طرف این ۲ سالی که توی شهید بهشتی خوندم هم میشه زرشک ! چه میدونم چیکار کنم ! اصلا به من چه !

اه ! وقتی مشاوره میخوام هم هیچ کس دم دست نیست ! یکی منو راهنمایی کنه ...

 

نوشته شده توسط سه نقطه در 0:37 | | لینک به این مطلب
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385
گواهینامه
بالاخره بعد از روزها رانندگی عشق لاتی بی خیال همه چیز ! اینجانب موفق به اخذ یک عدد گواهینامه امارات شدم !  همین ! و من الان دلم میخواهد چندتا خلاف سنگین انجام بدم .  

نوشته شده توسط سه نقطه در 13:33 | | لینک به این مطلب
شنبه چهاردهم بهمن 1385
33.7 یا 45.4 دلار ! مسئله این است ...
 

رئیس جمهور در گفتگوی ویژه فرمودن قیمت نفت رو روی ۳۳.۷ محاسبه کردیم : 

روش اول ـ محاسبه به روش دولت:

در لایحه بودجه 86 در قسمت درآمدهای دولت، دو رقم وجود دارد:
درآمد حاصل از صادرات نفت خام: 168450 میلیارد ریال
درآمد حاصل از برداشت از حساب ذخیره ارزی: 94621 میلیارد ریال

         میلیارد ریال      263071   = 168450 + 94621 
 
با توجه به نرخ ارز محاسباتی در بودجه (هر دلار 8900 ریال) و میزان صادرات نفت خام (4/2 میلیون بشکه در روز):
ارزش کل برداشت دولت از محل صادرات نفت (میلیون دلار) 29558= 8900÷263071
دلار برای هر بشکه             7/33  = (4/2×365) ÷29558 

روش دوم محاسبه نرخ احتساب هر بشکه نفت صادراتی : (بر اساس احکام بودجه و به روش معکوس)

نکته: جزء 1 بند ج  تبصره ـ 11 بودجه می گوید : دولت 5/9 درصد از ارزش نفت خام تولیدی را برداشت می کند که به ترتیب، 5 درصد بابت مالیات عملکرد شرکت نفت در سال 1386 و 5/4 درصد بابت سهم سود قطعی دولت از شرکت ملی نفت ایران است. به این ترتیب مالیات شرکت نفت 29236 میلیارد ریال و سهم سود دولت از این شرکت 26313 میلیارد ریال است . به این ترتیب :
(میلیارد ریال) ارزش نفت خام تولیدی 584730 = 05/0 ÷ 29236
(میلیارد ریال) ارزش نفت خام تولیدی 584730 = 045/0 ÷ 29313

میلیارد دلارارزش نفت خام تولیدی    7/65= 8900 ÷ 584730
(با احتساب تولید 4 میلیون بشکه در روز طی 365 روز سال) :
دلار، ارزش هر بشکه نفت صادراتی    45 = (4×365)÷ 7/65

چرا در محاسبه به روش دولت، نرخ هر بشکه نفت فقط 33.7 دلار محاسبه می شود؟!

 پاسخ سوال فوق را می تواند چنین بیان کرد که در محاسبه به روش دولت، تنها دو رقم 168450 و 94621 میلیارد ریال به عنوان برداشت از منابع درآمدی نفت مورد محاسبه قرار گرفته است، حال آنکه باید مالیات شرکت ملی نفت ایران (29236 میلیارد ریال) و سهم سود دولت از این شرکت (26313 میلیارد ریال) و نیز سهم خالص شرکت ملی نفت ایران از ارزش نفت خام (35084 میلیارد ریال) را نیز در ارقام درآمدهای نفتی منظور کنیم که در این صورت ، رقم واقعی محاسبه هربشکه نفت در لایحه بودجه بدست می آید:

353704 = 35084+26313+29236+94621+168450
(میلیارد ریال، مجموع برداشت های متفاوت از محل صادرات نفت)

میلیارد دلار، ارزش کل نفت صادراتی 742/39 = 8900 ÷ 353704
قیمت واقعی هر بشکه نفت خام در لایحه بودجه  45.4 = (365 × 4/2)÷ 39.742

وقتی سازمان مدیریتی در کار نباشه محاسبات خیلی دقیقتر میشه ! مگه نه ؟!

 

نوشته شده توسط سه نقطه در 2:7 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385
هیچ! واقعا هیچ ...
۱) انتخاب واحد اونهم از نوع اینترنتی اش واقعا یکی معضلات دنیای مثلا مدرنه ! مخصوصا اگه به دانشگاه دسترسی نداشته باشی و هیچ لیست درست حسابی ای از درسها پیشت نباشه .

۲) آی من حرصم میگیره بعضی از این رفقا رو که صحبت می کنم باهاشون می بینم دارن درسهای تخصصی و بالا می گیرن اونوقت من هنوز خرم تو آمار ۲ گیر کرده ...

۳) تنهایی رسما داره منو می کشه !  تو اونجا هرچقدر هم تنها باشی باز هم تنها نیستی ! (جمله رو داشتی الان ! ) ولی اینجا هیچکی سراغت رو نمی گیره اصلا ببینه زنده ای یا نه . بازهم معرفت دختر لبنانی همسایه بغلی مون که هر روز ظهر واسم ناهار درست می کنه  

۴) چرا همه دوست دارن همه جا بحث راه بندازن ! نمی دونم چرا اینجور موقع ها خیلی دوست دارم خودمو بزنم به احمقی !

۵) دارم به این فکر می کنم که ما آدمها با همه ارتباطاتمون با همه فامیل بازیمون با همه دوست و رفیق باز بودنمون حقیقتا یه موجود مستقل و تنهاییم . ممکنه دیگران تو زندگیمون تاثیر داشته باشن ولی آدمها( هرچقدر هم که میخوان نزدیک باشن ) نمی تونن اثر مستقیم داشته باشن باز هم تصمیم نهایی رو خودمون می گیریم و در نهایت ممکنه خیلی ها برن و فقط این تویی که توی فضای زندگی ات باقی بمونی ...

 پس نوشت :

بهم گفتن حالش اصلا خوب نیس . گفتن شاید رفتنی باشه . گفتن که امسال محرم برخلاف تمام محرمهای زندگی اش نتونست از خونه بیرون بره .  خیلی دوست دارم مثل همیشه بشینم پیشش و اون واسه خودش حرف بزنه و من هم واسه خودم . هیچکدوممون هم زبون هم رو نفهمیم . خیلی دوست دارم نصیحتم کنه و من هم از این گوش بشنوم و از اون در کنم و بعد هم بگم راه حل فقط شنیدنه . خیلی دوست دارم ببینمش ولی می ترسم همین اومدن بی هوای من باعث بشه بقیه و خودش بیشتر تو فکر برن و ناراحت بشن .

 

نوشته شده توسط سه نقطه در 21:10 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه چهارم بهمن 1385
2742282008 = 27854 × 98452
بازی رو باختم .

مثل همه باختن های این یکی دوسال .

حاضرم هرکاری بکنم که این احساس شکست لعنتی رو یه جوری ماسمالی کنم .

 دارم روز و شب به این فکر می کنم که چه جوری میشه همه چیز رو با یه شروع جدید ختم کرد ...

 

نوشته شده توسط سه نقطه در 21:11 | | لینک به این مطلب